خواسته ام نگاه را آن مه ده چهار را

آمده ام که بنگرم صحن سرای دل خوشی
گوش فرامشت نشد نغمه شنو ز مهوشی

ای گل خوش بهار من جلوه گل تو دیده ای
آمده ام که پرسمت عاشق دل پریوشی

خواسته ام نگاه را آن مه ده چهار را
بینم عشق پاک را پاک ببین تو سرخوشی

جان و روان من تویی پیکر و جان من تویی
نقش خیال دل شدی والی من تو خاموشی

در نظر فرشتگان خوی فرشته را سری
در دل و عقل من ببین عاقله فراموشی


[ بازدید : 27 ]

[ سه شنبه 24 بهمن 1396 ] [ 22:01 ] [ ولی اله بایبوردی ]

[ ]

ارسال نظر

نام شما :
آدرس وب سایت :
پست الکترونیک :
پیام شما :
کد امنیتی :